
تاریخ هجری :1 ربیع الاول 1448
تاریخ میلادی : جمعه، 14 آگوست 2026م
دفتر مطبوعاتی
زن نانآور در غزه میان سرپرستی خانواده و تلاش برای بقا!
(ترجمه)
مرکز فلسطینی مطالعات سیاسی فاش ساخته است که جنگ بر نوار غزه، در سایهٔ افزایش شمار زنان بیوه به بیش از ۲۲ هزار تن، به گسترش بیسابقهٔ پدیدهٔ زنان نانآور انجامیده است.
این مرکز در یک ورقهٔ تحلیلی تحت عنوان: «زن نانآور در نوار غزه: اقتصاد جنگ و بازتولید فقر اجتماعی» توضیح داده که از دست رفتن سرپرستان خانواده در نتیجهٔ جنگ، به دگرگونیهای عمیقی در ساختار خانوادهٔ فلسطینی انجامیده است؛ در حالیکه دهها هزار کودک یکی از والدین خود را از دست دادهاند. در نتیجه زنان ناگزیر شدهاند نقشهای چندگانهای را بر دوش گیرند که هم تأمین اقتصادی خانواده و هم مراقبت و سرپرستی آن را در بر میگیرد؛ آنهم در شرایطی که کمک و مساعدت خارجی بهگونهٔ کامل غایب است. این وضعیت فشارهای اقتصادی، روانی و اجتماعی بر زنان را بهشدت افزایش داده است.
دادههای میدانی، ابعاد فاجعهای را که زنان در نوار غزه با آن روبهرو هستند، نشان میدهد؛ چنانکه آمارها از نابودی بیش از ۶۰۲۰ خانواده حکایت دارد که در بسیاری از موارد تنها یک تن از آنان زنده مانده است و این بازمانده غالباً زن یا کودک است. افزون بر آن، ۲۷۰۰ خانواده بهگونهٔ کامل نابود شدهاند. شهادت و بازداشت دهها هزار شوهر نیز باعث شده که زنان آنان به یگانه نانآور خانوادههایشان تبدیل شوند؛ آنهم در شرایط انسانی و اقتصادی فوقالعاده دشوار.
دادههای موجود همچنان نشان میدهد که دهها هزار زن بیوه وجود دارند و دستکم ۵۳۷۲۴ کودک یکی از والدین خود را از دست دادهاند که بیشتر آنان پدر خود را از دست دادهاند؛ افزون بر این، ۲۵۹۶ کودک هر دو والد خود را از دست دادهاند.
برآوردهای تازه نشان میدهد که بیش از ۵۸۶۰۰ خانواده در غزه اکنون توسط زنان سرپرستی میشوند؛ یعنی نزدیک به ۱۴ درصد از مجموع خانوادهها. این بدان معناست که زن دیگر صرفاً یک عنصر فعال در داخل خانواده نیست، بلکه در بخش گستردهای از خانوادهها به محور تصمیمگیری تبدیل شده است. اما این تحول در چارچوب توانمندسازی باثبات صورت نمیگیرد، بلکه در محیطی آکنده از آوارگی گسترده، فروپاشی شبکههای حمایتی و نبود امنیت اقتصادی رخ داده است.
همچنان زنان نانآور بیشتر در معرض آوارگی و بیثباتی قرار دارند؛ چنانکه آمارها نشان میدهد ۸۸ درصد از خانوادههایی که زنان سرپرستی آنها را بر عهده دارند، آواره شدهاند؛ در حالیکه این رقم در میان سایر خانوادهها ۷۷ درصد است.
این ارقام تنها بیانگر خسارتهای انسانی نیست، بلکه از فروپاشی گسترده در ساختار سنتی خانواده و انتقال اجباری نقش تأمین معیشت به زنان حکایت دارد؛ امری که این پدیده را از حالتهای پراکنده و فردی، به یک الگوی اجتماعی گسترده و تأثیرگذار تبدیل کرده است. افزون بر این، فعالیت اقتصادی در غزه نیز تقریباً فروپاشیده است؛ بهگونهای که برآوردها نشان میدهد نرخ عمومی بیکاری در سال ۲۰۲۵م به حدود ۶۸ درصد رسیده و میزان مشارکت در بازار کار به حدود ۲۵ درصد کاهش یافته است؛ در حالیکه پیش از جنگ نزدیک به ۴۰ درصد بود. اقتصاد در بخشهای مختلف تولیدی نیز در وضعیت فروپاشی تقریباً کامل قرار گرفته است. این بدان معناست که بازار دیگر توان ایجاد فرصتهای کاری یا جذب نیروی کار جدید را ندارد. از اینرو، مشکل زن نانآور دیگر تنها یافتن فرصت کاری نیست؛ بلکه خودِ بازار عملاً از میان رفته است! دادهها از اختلال شدید در ساختار بازار کار پرده برمیدارد؛ بیکاری زنان به ۹۲ درصد رسیده و مشارکت اقتصادی آنان تنها ۱۷ درصد است. همچنان نسبت خانوادههایی که زنان سرپرستیشان را بر عهده دارند، از ۱۲ درصد پیش از جنگ به ۱۸ درصد در جریان جنگ افزایش یافته است. این وضعیت تناقضی آشکار را نشان میدهد؛ زیرا در حالیکه مسئولیت اقتصادی زنان افزایش مییابد، فرصتهای دسترسی آنان به کار کاهش پیدا میکند.
اینها ارقام و آمارهایی است که تنها بخشی از رنج پیوستهٔ این زنان را نشان میدهد؛ رنجی که هیچ راهحلی برای پایان آن در افق دیده نمیشود. آنان با زندگی سختی روبهرو هستند که از ابتداییترین مؤلفههای یک زندگی انسانی و باکرامت تهی شده است؛ زندگیای که در آن نقش آنان از تربیت و مراقبت از فرزندان، به تلاش برای زنده ماندن تغییر یافته است! بیشتر آنان اکنون در خیمههای فرسوده یا خانههای ویران به سر میبرند؛ مکانهایی که از بسیاری نیازمندیهای ابتدایی زندگی روزمره، از جمله آب، برق، گاز و امکانات صحی محروم است. حتی آنان از «رفاهِ» اندوهگین شدن نیز محروماند؛ زیرا مجبورند احساسات خود را کنار بگذارند و سوگ و اندوهشان را تا زمانی نامعلوم به تعویق اندازند تا فرزندانشان را در آغوش گیرند و خلای پدرانی را که یا به شهادت رسیدهاند یا اسیر شدهاند، برای آنان جبران کنند. تمام این وضعیت از نگاه روانی، جسمی، اقتصادی و اجتماعی بر زنان تأثیر میگذارد.
همهٔ اینها و بیش از این در حالی رخ میدهد که جهان سرگرم کشمکشها و طمعورزیهای خود است و انجمنهای فمینیستی در خوابی عمیق فرو رفتهاند؛ خوابی که جز برای حمله به اسلام، احکام و تشریعات آن از آن بیدار نمیشوند.
پس ای مسلمانان! برای زنانی که رسول گرامیتان صلی الله علیه وسلم در حجةالوداع و در بسیاری از احادیث و وصیتهای خویش دربارهٔ آنان به شما سفارش کرده است، منتظر چه فاجعهٔ دیگری هستید؟!
دهها هزار قربانی با گونههای مختلف رنج و مصیبتشان، هیچ حرکتی در شما ایجاد نمیکند! شما همانند سنگ، بلکه سختدلتر از سنگ شدهاید! و از کسانی گردیدهاید که این آیهٔ کریمه بر آنان صدق میکند:
﴿ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَٰلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ﴾ [البقرة: 74]
ترجمه: سپس بعد از آن، دلهایتان سخت گردید؛ همچون سنگ یا سختتر از سنگ؛ زیرا برخی از سنگها چناناند که نهرها از آنها میجوشد، برخی از آنها میشکافد و آب از آن بیرون میآید و برخی نیز از ترس الله فرو میافتد. و الله از آنچه انجام میدهید، غافل نیست.
دفتر مطبوعاتی مرکزی حزبالتحریر – بخش زنان



