
تاریخ هجری :22 شعبان 1447
تاریخ میلادی : سه شنبه، 10 فوریه 2026م
دفتر مطبوعاتی
فلسطين
تصامیم تازهٔ رژیم یهود برای کوچدادن مردم کرانهٔ باختری؛ چه کسی مانع این فاجعه میشود؟!
(ترجمه)
در برابر مجموعهای از تصمیمهایی که شورای وزارتی کوچک رژیم یهود اتخاذ کرده و وجود مردم فلسطین را بر سرزمینشان تهدید میکند، چنین آمده است که «شورای وزارتی کوچکِ اسرائیل (کابینه) بر تصمیمهایی صحه گذاشته که روند شهرکسازی در کرانهٔ باختری را شتاب میبخشد؛ از جمله برداشتن محدودیتها در برابر فروش املاک فلسطینی به اسرائیلیها، اجازهٔ تخریب در مناطق تحت ادارهٔ فلسطینیها، و نیز انتقال صلاحیتهای برنامهریزی در شهر الخلیل و پیرامون حرم ابراهیمی و بیتلحم به اسرائیل.» (الجزیره) در برابر این تصمیمها، موضع تشکیلات خودگردان به چند بیانیهٔ شجب و استنکار خلاصه میشود؛ چنانکه خود تأکید کرده است این تصمیمها «اجرای عملیِ طرحهای الحاق و کوچدادن بوده و با توافقنامههای امضاشده میان سازمان آزادیبخش و اسرائیل در تضاد قرار دارد.»(الجزیره نت)
بدینگونه، تشکیلات خودگردان میپذیرد که یهود، عهدها و توافقهایی را نقض میکنند که خود تشکیلات در آنها از بیشتر فلسطین به سود آنان گذشت؛ اما با این همه، همچنان به همان توافقهایی چنگ میزند که هیچ دستاوردی برایش نداشت و آکنده از خیانت بزرگ بود. افزون بر آن، فساد کارگزارانش که بوی تعفناش فضا را پر کرده، و خوردن اموال مردم فلسطین به ناحق، بر این خیانت افزوده است.
محکومیتهای لفظی تشکیلات با کارنامهٔ عملیاش تکذیب میشود؛ زیرا همان تشکیلاتی که اقدامات رژیم یهود را «الحاق و کوچدادن» مینامد، خود با تصمیمهای مالیاتی، جبایی و پولی، همسو با سیاستهای فشار و خفقان اشغالگر، حلقهٔ تنگنا را بر گردن مردم فلسطین تنگتر میکند. همین تشکیلات است که برای سومینبار به تغییر و تحریف نصابهای درسی دست میزند؛ به خواست رژیم یهود و اتحادیهٔ اروپا، تا هیچ اثری از اسلام باقی نماند، نه یادی از سرزمین اسراء و معراج، و نه اشارهای به نبرد با اشغالگری که زمینِ فتحشدهٔ مسلمانان را غصب کرده و با عقیدهٔ آنان گره خورده است. همین تشکیلات تا امروز، هماهنگی امنیتی را متوقف نکرده؛ هماهنگیای که از آن بازوی امنیتی رژیم جنایتکار ساخته تا بر مردم فلسطین همانگونه بتازد که یهود میتازد. بدترینِ کارهایش شاید همین باشد که با قیمومیت فرانسوی و اروپایی، و با مشارکت نهادها و انجمنهای مشکوک سکولار و فمینیستی، «قانون اساسی موقت»ی را تصویب کرده است؛ تحت نام از تشکیلات به دولت، در حالیکه اسموتریچ هر روز آشکارا میگوید که من آن دولت را نه با شعار بلکه با تصامیم اجرایی و اقدام میدانی از میان میبرم!
اما رژیمهای حاکم در سرزمینهای اسلامی—همانها که غزه را به ترامپ فروختند و مردمش را به رژیم یهود سپردند—از آنان نیز چیزی جز محکومیت و ابراز نگرانی برنیامده است. آنان تصمیمهای رژیم یهود را «مغایر حقوق بینالملل» میخوانند؛ حقوقی که خود، مالکیت بخش اعظم فلسطین را به یهود بخشید. همین رژیمهای خائن آن را پذیرفتند و با زنجیر آن، امت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم را از آزادی فلسطین بازداشتند. در حالیکه رژیم جنایتکار هیچ حقی برای مردم فلسطین بر سرزمینشان به رسمیت نمیشناسد. این رژیمها همچنان بر «راهحل دو دولت» پافشاری میکنند؛ یعنی واگذاری بیشتر فلسطین به اشغالگر، بر پایهٔ حقوق بینالملل و قطعنامههای سازمان ملل!
بدینگونه، مردم کرانهٔ باختری نیز همانگونه قربانی میشوند که مردم غزه قربانی شدند، و همانگونه که مردم فلسطین در سرزمینهای اشغالی ۱۹۴۸ قربانی شدند؛ زیر سایهٔ سازمان ملل و حقوق بینالملل؛ همان پوششِ بهاصطلاح «مشروع» که برای رژیم یهود نامشروع فراهم شد. مردمی که کشته میشوند، در حالیکه تنها واژههای تندید و شجب از رژیمهایی نصیبشان میشود که خود نخستین توطئهگران علیه این سرزمین مبارک بودند و امت اسلام را از حرکت بهسوی آن بازداشتند؛ حرکتی که اگر آزاد میبود، کار رژیم یهود را در یک روز پایان میداد.
تصمیمهایی که رژیم یهود گرفته، نهایت خطر را در خود دارد؛ زیرا شهرکنشینان را نه فقط در حاشیهها، بلکه در قلب تجمعهای مردم فلسطین جا میدهد. اجرای این تصمیمها بهطور طبیعی به درگیریهای خونین میانجامد و درِ تجاوزهای بیشتر شهرکنشینان را میگشاید؛ چند برابر آنچه امروز جریان دارد، تا زندگی مردم فلسطین به جهنمی غیرقابلتحمل بدل شود؛ جایی که هیچکس بر جان و خانوادهاش ایمن نباشد و آنان به کوچ و ترک خانه و زمین رانده شوند.
آنچه بر مردم فلسطین میرود—از فشار و ریشهکنی از سرزمینشان تا چنگاندازی رژیم غاصب بر نفسها، خانهها و کشتزارها—با یاری تشکیلاتی پیش میرود که از روز نخست در آغوش آن افتاد و با پشتیبانی رژیمهایی که بقای خود را به بقای آن گره زدهاند. همهٔ اینها هیچ گزینهای برای امت باقی نمیگذارد جز حرکت؛ زیرا تکیه بر «ایستادگی مردم فلسطین» یعنی امید بستن به ایستادگی قربانی در برابر قصابش. امید ما به الله سبحانه وتعالی، عزیز مقتدر، این است که سینههای صاحبان قدرت و شوکت در امت را بگشاید تا با پشتوانهٔ خیزش تودههای امت، صحنه را دگرگون کنند؛ میز را برگردانند و پیش از درهمکوبیدن خود رژیم یهود، حامیانش را سرنگون سازند. آنان اگر با الله سبحانه وتعالی صادق باشند، توان دگرگونی چهرهٔ جهان را دارند، نه فقط فلسطین را. امتی که از دل صحرا برخاست، سپس فارس و روم را گشود و جهان در برابرش سر فرود آورد، از آزادی فلسطین عاجز نیست؛ میتواند تاریخ را دوباره بنویسد تا زمین سراسر به دین الله سبحانه و تعالی درآید و بشارت رسول الله صلی الله علیه وسلم تحقق یابد:
«إنَّ اللَّهَ زَوَى لي الأَرْضَ، فَرَأَيْتُ مَشارِقَها وَمَغارِبَها، وإنَّ أُمَّتي سَيَبْلُغُ مُلْكُها ما زُوِيَ لي مِنْها» (رواه مسلم)
ترجمه: الله زمین را برایم گرد آورد، مشرقها و مغربهایش را دیدم، و فرمانروایی و سلطهٔ امت من به اندازهٔ آنچه برای من گرد آمده، گسترش خواهد یافت.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر – فلسطین



